تبلیغات
نورانی - چشم در چشم

امام رئوف امام عزیز -قبله جان ها
این پند بزرگان برای ما ملکه شده است و در همین ابتدای راه فهمیدیم و ما نه تنها فهمیدیم بلکه با دل و جان نیز لمس کردیم،"کاین قافله عمر عجب می گذرد..."آنقدر زود که به یقین می دانیم خیلی زود از آن که فکرش را کنی در یک سراشیبی قرار می گیری که انتهای آن یک خط نوشته "آرامگاه ابدی"است اما چه کنیم که زاد و توشه این سفر ما یا خالی است و یا پر از سنگینی های نابود کننده و چقدر زجرآور است که  چیزی برای ارائه نداشته باشی هیچ بلکه بار متعفنی هم بر دوشت باشد.
حالا نمی شد این رویارویی چشم در چشم نباشد،گیرم که بخشیده باشی،آن هم بر فرض؛از خجالت چه کنم؟؟؟
ما چه راضی یا نا راضی می شویم مهمانت فقط ز یک جواب سلام ما را دریغ نکن ما به جز جواب سلام هم خیلی حرف با هم داریم من از !


پ.ن:مشهدالرضا مقصد ما شده و معامله من و تو می تواند دعای ناقص من باشد و یک دعای تو که ما شرمنده نباشیم.

چاپ این صفحه نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر 1391 توسط کمیل کمالی | نظرات ()