تبلیغات
نورانی - هدیه

سردار سلیمانی نورانی
خدا بهترین هدیه دهنده عالم بود، از وقتی تو را به زمین داد می شد فهمید. لازم نبود پای قاسم به زمین وا شود، اما وقتی قاسم را به تو که نه به همه جهانیان هدیه داد، کار را تمام کرد. حتما روز تولد قاسم باران باریده! حتما عرق شرم هزاران فرشته در مورد اظهار نخستین-شان، کرمان را بارانی کرده! فقط بگویم امروز هم بارانی است، هوا ابری است، اشک دل ها را بارانی کرده. چه بد موقع رفتی! تازه سردار داشت برای هفده شهریور رفیقش لبخند می زد، تلخ ولی لبخند می زد. تازه داشت ترس ِ دنیا را از ابیاتش می دید، هنوز هم می بیند ولی چرا نماندی ببینی؟ اشک نه فقط دل که بر همه جا بارید. همه دیدند خونی بود! برایت قربانی کرده بودند. مویه بود، لطمه بود نمی دانم ولی اتوبان قم-تهران را تکان داد، برایت در دفتر شورای عالی... هم خون ریختند! حلالت....
فقط برایم بگو صبرت را، که قاسم را زنده میدی و مرده. هم شهید بود و هم زنده. لا اقل اگر پیکرش را برایت آورده بودند تکلیفت مشخص بود، اما حالا.. نکند دردت مثل زینب بود هم برادر را نداشت (در آغوش) هم داشت(در سینی)! خدا صبرت داد، هم صبرت داد هم بهترین شعر معاصر را به ما:"زحمات و خدمات ارزشمند جنابعالی به اسلام و مسلمین، بیشك ذخیره‌ی ارزشمندی است در دیوان عدل الهی، برای مادری كه چنین فرزندی را در دامان خود تربیت كرده است.۱۳۹۲/۶/۱۹"؛  مگر با این جمله ها آرام شویم.





پ.ن:۱-تسلیت به سردار هم به خاطر داغ مادرش و هم به خاطر داغ یک عده که شعار "ما همه قاسم سلیمانی هستیم" سر می دهند اما در عمل نیستند، زیر بیرق...
۲-مراسم عزاداری آقایان+      مراسم عزاداری بانوان+
۳-تا قبل زمینه وبلاگ را در رنگ مات قهوه ای-صورتی می دیدید، اما پس از درخواست ها که حتی فحش هایی را هم در قدیم الایام شامل می شد، رنگ را سفید کردیم البته ماه و آه کرد، دستش درد نکند، که قرار بود برای مادر شهید هم بنویسد...
۴-فردا بساط علم و دانش پهن می شود برایم.از آنجا که مطالبی که از پس فردا خواهید دید توسط سیستم منشر شده و در عدم حضور اینترنتی من است پس کمی دیر جواب نظرتان را خواهید گرفت پس فقط، "تا باز شدن صفحه شکیبا باشید."

چاپ این صفحه نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 توسط کمیل کمالی | نظرات ()