تبلیغات
نورانی - از حرف تا عمل

بلندپروازی ها همان گونه نشانه پرواز نکردن است که سنگ بزرگ نشانه نزدن و افکار تخیلی هم نه تنها دردی را دوا نمی کند که نشانه درک نکردن درد است این دو مقوله با هم جور در نمی آیند که شخصی در مستند خود گزارش سفر های تبلیغاتی خود را پشت سر هم به هم عطف کند، حرف های دردآلود مردم را به آن ضمیمه کند و از آن نتیجه فهمیدن درد جامعه را بگیرد و از این طرف برنامه های نشدنی یا حداقل نتوانستی بزند، وقتی می خواهیم در مقام عمل بحث کنیم حتی باید حرف ها هم بوی عمل بدهد، شخص مرد عمل باشد، نه این که شخصی دیگر حرف غیرتخصصی "درمان کردن صد روزه اقتصاد" را بزند که حتی نماینده اقتصادی خودش هم قبول نمی کند و می گوید نمی شود، (البته به پشت پرده ها کار نداریم که این شخص از این طرف با کسی رابطه دارد که به صرف ثبت نام برای ریاست جمهوری بازار سکه و طلا را پایین کشید،گفتم که کار نداریم پس بر می گردیم به شخصیت اول )
بعضی اینقدر عینک حقیقت را کناری انداخته اند که حتی حل مقوله بزرگ فرهنگ را باز هم به اقتصاد گره می زنند به خیال این که چون مدرک اقتصاد دارند دیگر همه درد ها با اقتصاد حل می شود و  که به قول جناب حداد اگر این گونه است دیگر قشر مرفهین بی درد باید با فرهنگ ترین ها باشند در حالی که خوب است سرداران زمان جنگ به یاد بیاورند که جنگ، جنگ پا برهنه ها بود ولی فرهنگشان خیلی از این همه اجلاد کتاب که حرف اقتصاد غیر مقاومتی را می زنند غنی تر و مقاوم تر بود.

چاپ این صفحه نوشته شده در جمعه 17 خرداد 1392 توسط کمیل کمالی | نظرات ()