تبلیغات
نورانی - نگاهی به گشت ارشاد


نگاهی به گشت ارشاد
کسی مطلب را می نویسد که بالاجبار و با اکراه نشسته و فیلم "گشت ارشاد" را مشاهده کرده چون آنچنان تصوری کرده بود که اکنون کلی فحش می خورد و از ارزشی بودن نا امید، اما دیدم ،فیلم را به خوبی دیدم و با این که قلم را پر کرده بودم از هجمه به این فیلم ولی دیدم واقعا کارگردان کارکشته ی این فیلم چه خوب گفته:" اینان که درباره گشت ارشاد موضع انتقادی تندی را پیش گرفته اند اصلا فیلم من را ندیده اند..." اگر خوب ببینی می فهمی که گروه حاج عباس یک شبیه ساز است برای من و تو بسیجی، که اگر ما هم رفتارمان خراب شود بازخورد شومی خواهیم دید و کار درست نمی شود خراب تر هم می شود. گشت ارشاد هم شاد کرد هم ارشاد بله چیز هایی به ما یاد داد. بالاخره این هم یک نوع واقعیت اجتماعی است که یکی پول آمپول هایش در ماه به میلیون می رسد و یکی باید در ماه دو سکه بدهد و یکی هم در یک ماه ده میلیون پول جور کند خوب چه فکری کرده اید برای این افراد که حدیث داریم چه بسا فقری که دین را می برد، و در همین ماه بود که آیت الله جوادی فرمودند: "اگر بین مسلمین و نان آن ها جدایی افتاد دیگر دینداری مشکل است" و این بلا به سر حاج عباس آمد که وقتی برایش پیام خبر خطیب نماز جمعه آمد گوشی را پرت کرد آنور چون دیگر با نمازجمعه کار حل نمی شود و کار به جای باریک تر کشیده شده و هنوز راهکاری نیست. جای این که اوضاع را با این فیلم رصد کنی و مخاطب را بشناسی کلا ژانر همه چی آرومه سر می دهی! اما حاج عباس علاوه بر گلایه به روحانی محل که چرا حرف از درد نمی زند از جوانانی هم که ماشین 200 میلیونی سوار می شوند گله داشت. از مشتریان کافی شاپ که فاتحه نفرستادند گله داشت از قاتلین فراری دوستش گله داشت. حسن از موبایل و معتاد گله داشت از بلوتوث گله داشت.
این فیلم درد را نشان داد. دکتری بود که درمان هم نشان داد؛ فطرتشان هر لحظه بیدار می شد و در صحنه ای حسن گفت:"یه صدایی تو گوشم می گه این ساندویچو نخور برو قیمه هیئت بخور" و این را هم یاد داد که چرا و چطور بر روی فطرت سرپوش می گذارند.
این فیلم هیچ مشکلی با بسیجی و هیئتی جماعت نداشت و یک گروه بسیجی نما که فقط لباس آن ها را به تن داشتند کار می کردند مشکلی با ناجا و پلیس هم نداشت فقط دو جا اشتباه آنان را به تصویر کشید یکی تعلل فرمانده بسیج در ربوده شدن تفنگ و یکی هم تعلل پلیس در سوار شدن اشتباهی اراذل در ماشین حاج عباس و هر کس هم منکر هر گونه اشتباهی در ارگان هاست اول برود قلاده های طلا را به زیر بکشد چرا که در آن جا غفلت پلیس را که ندیدیم هیچ اطلاعات هم نشان داده شد که جاسوس دارد.
اگر بخواهیم به نقد لحظه ای در گشت ارشاد بپردازیم هیچ سکانس معارض با دین و اعتقادات نمی بینیم مگر صحنه های بازیگران زن بد حجاب و ادبیات گفتاری غیرجالب در بعضی صحنه ها که این ها را همین وزارت ارشاد در زمان وزارتی آنچنانی باب کرد و این اوضاع را نه فقط در این فیلم بلکه در همه فیلم ها مشاهده کرده ایم و این را برایمان طبیعی کرده اند و مسأله کلی است و به "گشت ارشاد" ربطی ندارد که این وسط سهیلی برادر شهید قربانی شود همان سهیلی که در جنگ جنگیده و می داند نباید به ارزش ها لطمه ای وارد کند ولی حتی نسخه پخش خانگی اش که پروانه گرفته بود و قرارداد هم امضاء کرده بودند به طور عجیبی جمع می شود. حالا سوال من این است که این هایی که اینقدر نیرو به خرج داده و تجمع و از این کار ها کردند نمی دانستند که فیلم های هالیوودی حاضر در ویدئو کلوپ ها با رواج افکار اومانیسمی و اگزستانسیالیمی و... خیلی خیلی بیشتر دارند تیشه به ریشه دین می زنند. گشت ارشاد را باید در زمینه دینی یک عالم دینی می خواهد تا بگوید هیچ مشکلی با دین نداشته بلکه سبب رشد است و در زمینه هنری هم یک نقاد حرفه ای می فهمد که چقدر بازیگرانش حرفه ای بازی کردند و از لحاظ کمدی خنده را به خنده وصل نکرد تا لودگی به بار بیاورد، البته که این فیلم مانند همه فیلم ها نقاط منفی دارد و باید بیایند و بر سر آن به گفتگو بپردازند اما لطمه چرا حمله چرا؟




پ.ن:صحبت های ما با رفقا نیز منتشر خواهد شد، سوال ها بی جواب نخواهد ماند.
2-سایت های منتشر کننده این مطلب:تعامل،عماریون،عمارنامه،مهتاب قدس.


چاپ این صفحه نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور 1391 توسط کمیل کمالی | نظرات ()